RSS
 

بایگانی برای دی, ۱۳۸۸

دوستی با ممد

۲۷ دی
محمد زراعتکار

محمد زراعتکار و رامین فرضی

من و محمد از ۴ سالگی باهم توی یه مهدکودک بودیم،دوره دبستان هم ۵سالش رو توی دبستان امیدامام باهم سپری کردیم البته بعضی سالها توی یک کلاس مشترک نبودیم.

دوره راهنمایی هم هر دومون در مدرسه نواب صفوی ثبت نام کردیم،سال اول نظری رو با هم توی دبیرستان نمونه دولتی معرفت گذروندیم،سال دوم اون رفت سیدفاطمی و من هم سال سوم رفتم سیدفاطمی. در کل باهم بودیم! خانواده هامون هم هنوز که هنوزه با هم در ارتباطند و سلام و علیکی داریم.

در کل توو این ۱۸ سال زندگی محمد بهترین دوستی بوده که داشتم و دارم ،خدا رو شکر هر ۲تایی مون در رشته تجربی درس می خونیم و امسال هم کنکور داریم.

محمد میخواد دندانپزشک بشه ،من هم هنوز تصمیمی نگرفتم!.

محمد جون بووس….

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته خودمونی

 

این چه وضعشه!

۲۰ دی

نمیدونم چرا احساس میکنم حس وطن پرستی در من موج نمیزنه،نمیدونم چرا زیاد از کشورم خوشم نمیاد.شاید به خاطر اینکه کشورم در کل با کشورهای دیگه فرق داره؛مشکلاتش،مردمانش،رابطه هاش و خیلی چیزهای دیگش.

مزیت ایران چیه؛ اینکه همه مردمانش مسلمون هستن و من هم باید خدا رو شکر کنم که در یک خانواده اسلامی که علاوه بر خدا ، امام حسین رو هم قبول دارن و نماز می خونن به دنیا اومدم؟

هرچی فکر میکنم میبینم همه توو ایران سره یه چیزهای مسخره و پیش پا افتاده ای با هم درگیرند و به هیچ وجه به توافق نمیرسن.

اگه از من بپرسن یکی از آرزوهات چیه میگم: دوست داشتم صدسال دیگه تووی یک کشور خیلی پیشرفته به دنیا بیام،چون میدونم تا صدسال دیگه علم خیلی پیشرفت کرده. شاید این آرزو از نظر خیلی ها مسخره بیاد و هزارتا چرا و اشکال بگیرن ولی خوب آرزوی منه دیگه!.

یادمه وقتی این حرف رو به پسرعموم زدم اون گفت: دوستم داشتم خیلی وقت پیش زمان پیامبر(ص) به دنیا میومدم.

من از کشورم خوشم نمیاد. خیلی ها بهم میگن میتونی خودت کشورت رو بسازی و اون رو آباد کنی، ولی به نظرم با این وضع مردم نمیشه.

شاید خیلی ها تصور کنن مشکل کشور ما اسلام هست ولی من اصلا به این معتقد نیستم چون قرآن رو قبول دارم و میدونم مطالبش در تضاد با اون جامعه و کشوری که من آرزشو دارم نیست و تازه باعث رشد و پیشرفت هم میشه.

ولی توو قرآن چی نوشته و توو جامعه چی میگذره!

حالم به هم میخوره از اینکه یه عده هی دم از امام حسین(ع) بزنن و به نام ایشون هر غلطی خواستند بکنند مخصوصا اگه این افراد منتخبان و رئیسان مملکت باشند.

به نظرم این حسین حسین گفتن بعضی ها ، فقط تحریک روحیه دینی و بازی با عقاید مردم هست.

بدم میاد از آدم هایی که با حسین حسین گفتن مردم رو دور خودشون جمع کنند و اعلام قدرت کنند.

چرا وقتی مشکل برای کشورم ایجاد میشه دولت باید با حسین حسین گفتن مردم رو دور خودش جمع کنه؟؟

مشکل از دولت نیست،مشکل از مردم ماست که هرکی حسین حسین میگه و صلوات میفرسته مردم قبولش دارن، حال اینکه ممکنه خیلی از مردم رفتارو اعمال این افراد رو به هیچ وجه قبول نداشته باشن.

پس مشکل چیه؟ مشکل اینه که مردم ما وقتی کسی حسین حسین میگه، رفتار و اعمال اون فرد رو نگاه نمی کنند و به عنوان یک حسینی قبولش دارن.

مشکل اینه که نه من قرآن خوندم که بدونم چی درسته و چی نادرست و نه مردم ما قرآن خوندند که بتونن درست رو از نادرست تشخیص بدن.

ولی خدایش همینه دیگه به اسم حسین(ع) و علی (ع) هرکاری میخوایم میکنیم و جامعه و کشور رو به گند کشیدیم.

وقتی برخی قدرتمداران کشور کارهای کثیف خودشون رو به اسم اسلام و حسین انجام میدن، نباید از جوونهایی که از حسین و اسلام متنفر میشن دلخور باشن نباید از جوونی که جمهوری ایرانی رو به جمهوری اسلامی ترجیح میده دلخور باشن…..

چون نه این جوونها میدونند توو قرآن چی نوشته و نه شما که ادعای اسلام ناب می کنید.

آخرش هم چی: روحانیون و مقام معظم رهبری رو یه عده بیگانه میبرن زیر سوال و میخوان از پایه به کشور و بلاخص به اسلام ضربه بزنند

 
 

دلایلی در اثبات دروغگویی جوان …خور!

۱۸ دی

بعضی از دوستان معتقدند که اصولا همینکه عکس یا خبری در خبرگذاری فارس منتشر شود دلیل بر دروغ و دست کم مشکوک بودن آن است. اما من همچنان عقیده دارم که نباید اینقدر بدبین و واقع‌بین بود و بهتر است ما علاوه بر این این دلیل دلایل دیگری هم برای دروغ یا مشکوک بودن خبرها و عکس‌های منتشره در این خبرگذاری و نماینده کمپانی adobe در خاورمیانه بیاوریم. به همین خاطر با ذکر دلایلی اثبات خواهم کرد که یا این عکس کلا محصول واحد فتوشاپ فارس است و یا شخص مذکور دروغ می‌گوید و در انتخابات به میرحسین موسوی رای نداده بوده است.

پیش از هر چیز البته تاکید می‌کنم که پشیمانی از رای دادن به یک شخص حق طبیعی هر فرد است و من خودم به شخصه افراد زیادی را دیده‌ام که به شدت از رای دادن به فردی (اعم از موسوی یا خاتمی یا دیگران… به خصوص دیگران!) پشیمان شده‌اند و هیچ بعید نیست که فردی هم در این میان چنان از رای دادن به میرحسین موسوی پشیمان شده باشد که …. خورده باشد؛ اما ادعای من اینست این شخص که در تصویر دیده می‌شود قطعا دروغ می‌گوید و به میرحسین موسوی رای نداده است هرچند که در مورد موضوع …. خوردن ممکن است راست گفته باشد.

چند دلیل برای تکذیب چهارنقطه خوری که فارس نشانش می دهد:

۱- کسی که به میرحسین رای داده باشد عادت ندارد از طرف دیگران حرف بزند. اگر این شخص به موسوی رای داده بود روی مقوایش می‌نوشت: «موسوی …. خوردم که بهت رای دادم» نه اینکه صیغه جمع ببندد. صحبت کردن از طرف دیگران عادت دیگران است نه رای دهندگان به میرحسین.

خواندن ادامه این مطلب »

 
۲ دیدگاه

نوشته شده در دسته طنزنوشته ها, مطالب جالب

 

درسی از زندگی

۱۸ دی

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیر و کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و چیزهایی را ببیند که انسان نمی دید.

اما با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند.

بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه رگه ی آبی دید که از روی سنگی جلویش جاری بود.

خواندن ادامه این مطلب »

 

دو شعر از حافظ

۱۸ دی

حافظ

In the hope of union, my very life, I’ll give up
As a bird of Paradise, this worldly trap I will hop.
In the hope of one day, being your worthy servant
Mastery of both worlds I’ll gladly drop.
May the cloud of guidance unload its rain
Before I am back to dust, into the air I rise up.
Beside my tomb bring minstrels and wine
My spirit will then dance to music and scent of the cup.
Show me your beauty, O graceful beloved of mine
To my life and the world, with ovation I put a stop.
Though I am old, tonight, hold me in your arms
In the morn, a youthful one, I’ll rise up.
On my deathbed give me a glimpse of your face
So like Hafiz, I too, will reach the top. (Translation in continue)

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم … خواندن ادامه این مطلب »

 

خالق زیبا آفرین

۱۸ دی

به نام خالق زیبایی ها

خوب که بنگری طبیعت خداساخته به ما لبخند میزند.خدا زیباست،زیبایی هارادوست دارد ودنیایش را برای انسان زیبا خلق کرده تا با دیدن انها به خالق زیبا آفرین پی ببرد.

ابرها برای پایداری طبیعت جانشان را فدا میکنند و باران را به آن هدیه میدهند.آسمان با تمام وجودش به بی رنگی دریا،رنگ میبخشد تا زیبا شود.سبزه ها در تلاشند که زمین را زیبا و سرسبزسازند.درختان سعی میکنند همیشه بهاری بمانند تا شاید پرنده ای بیاید و بر شاخه اش لانه بسازد و زندگی اش را آغاز کند.خورشید با دل و جان روزها برای طبیعتش میسوزدو شعله ور میماند.

به لبخند زیبای گل نگاه کن،او میداند که عمرش کوتاه است ولی برای شادی ما و پروانه های زیبا لبخندمیزند.در دل شب به فانوس بزرگ و شمع های کوچک دور و برش نگاه کن که چطور آسمان تاریک و ظلمانی را تنهانمیگذارد.

آه رود چه زیباست وقتیکه در حال دویدن است و میخواهد به دریای بی کران برسد.

خواندن ادامه این مطلب »

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته نوشته های ادبی

 

چند اسم زیبای دخترونه و فلسفه اون از دید مردسالارها!

۱۷ دی

چند اسم زیبای دخترونه و فلسفه اون از دید مردسالارها!

این مطلب صرف طنز و خندیدن خوانندگان نوشته شده است و هیچ قصد توهینی به هیچ قشر خاصی ندارد ضمن عذر خواهی شمارا به خواندن آن دعوت می نمایم

دخترها۱- ستاره: شبا میاد بیرون ؛ به همه چشمک میزنه!!

۲- سحر: دم صبح میاد ؛ معلوم نیست شب قبل کجا بوده !!

۳- سایه: همیشه زیر پاته ؛ خیابون و خونه واسش فرقی نداره

۴- هدیه: به همه میده ، اگه نگیریش از دستت رفته!!

۵- راضیه: نیازی به توضیح نداره!

۶- آرزو: همه می کنن

۷- سیما: تا لختش نکنی کاری بهت نداره!

۸- مینا : باید باهاش ور بری تا خنثاش کنی!

۹- عسل: همه می خوان بخورنش!

۱۰- بهار: تا میاد همه مست می شن!

۱۱- باران: تا میاد خیست می کنه

 

چرا حجاب؟

۱۷ دی

حجابWhy Hijab ?

1)Modest Clothing

2)Hijab and the West

3)My body is my own business

4)Let’s see what the science says about Hijab

5)Some facts of America

MODEST CLOTHING:

Many non-Muslims feel sorry for any Muslim women they see adorned in their modest clothing. They feel that they are deprived the freedom to roam around in more scant and revealing clothing. Anyone who lives in a manner other that which they have become accustomed to is seen by them to be oppressed and forced to live in this manner. There are certain tribes in the Amazon jungle, in Australia, and in Africa which have become accustomed to walking around in a simple g-string around their waist. What would the people of the West say if these people were to condemn the Western habit of “forcing” their women to wear “excessive amounts of clothing” and to demand that all women in the west immediately stop wearing anything but the simplest g-string around their waist? What if they were to say that the Western society should immediately stop unjustly persecuting their women and preventing them from freely roaming the streets wearing only a pair of socks? They would say that the people making these demands have no morals or shame. Philosophers would have a field day with such a question.

خواندن ادامه این مطلب »

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته انگلیسی

 

ضرب المثل

۱۷ دی

“Out of sight, out of mind.”

از دل برود هر آنکه از دیده برفت

“Don’t make a mountain out of a molehill.”

از کاه، کوه نساز

“Kill two birds with one stone.”

با یک تیر دو نشان را زدن

“He that will steal an egg will steal an ox.”

تخم مرغ دزد، شتر دزد هم می‌شود

“Knowledge is power.”

توانا بود هر که دانا بود

“Laughter is the best medicine.”

خنده بر هر درد بی درمان دواست

خواندن ادامه این مطلب »

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته انگلیسی

 

تصور کن

۱۷ دی

Imagine
Imagine! Even if it is hard to imagine
A world where each person is truly fortunate
Imagine a world where money race, and power have no place
A world where riot police is not the answer to the calls for unity
A world with no nuclear bombs, no artillery, and no bombardments
A world where no child will leave his legs on land mines
Everybody free, totally free
No one in pain, no pain
You wouldn’t read in newspapers that
Such and such person committed suicide
Imagine a world with no hatred, no gunpowder
No cruelty of arrogant, no fear, no coffin
Imagine a world filled with smile and freedom
Full of flowers and kisses! Filled with up growing improvements
Imagine! Even if it is a crime to imagine so
Even if you’d lay down your life on this
Imagine a world where prison does not exist in reality
Where all wars of the world are included in The Ceasefire Treaty
A world where nobody is ‘The Boss’ of the world
People are all equal
Then each person will have an equal share in
Each single seed of wheat
No border, no boundaries
Motherland would mean the entire world
Imagine you could be the interpretation of this dream (Translation in continue)

تصور کن؛

خواندن ادامه این مطلب »

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته انگلیسی